تبليغاتX
خانه ی دوست اینجاست

خانه ی دوست اینجاست

بدون شرح



+نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت20:32توسط رمضانی |
دلیل غیبتم این است

 

وگه گاهی که چند جمله

بروی برگی از کاغذ

به روی صفحه گلبرگ

"به گلبرگ زمان گویم"

نگارش می نمایم من،

به ناگاهی خودم را من

به روی سنگ داغ و تلی از ماسه

به روی آن سیه جاده

و آن بیچاره نو آموز

که پایش از صلبی جاده

ترک برداشته و خسته

و آن ناپخته راننده

که با سرعت چنان کوبید برما

که بعد از لحظه ای دیگر میان خون و خاک و داغی جاده ای

دو دیده باز

اما...

همه دنیا به پیش دیدگانم تار

سماواتم به دور سر ، چرخان

عجب رحمی نمود بر ما خداوندم

که باز هم زنده هستم

خدایا شاکرت هستم

+نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت17:24توسط رمضانی |
عیدتان مبارک

 


دوستان، جملگی طاعت قبول
در شب قدر
آن دعاهاتان قبول

بعد از آن، من شادی و عمــری دراز
می کنم از بهر تو از نزد ایزد من نیاز

بار الــــها از تـــو می خواهــــم که بـاز
تا یکی دیگر صیامی ما بمانیم سر فراز


دوستان عیدتان مبارک.


+نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت17:43توسط رمضانی |
امشب ای سینه زغم فریاد کن

بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من
چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا

بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهداي کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز ميان پاکبازان
چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را

+نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت17:10توسط رمضانی |
شبانگاهان
شبانگاهان ، خواننده عبدالحسين مختاباد


شبانگاهان تا حریم فلک چون زبانه کشد سوز آوازم
شرر ریزد بی امان به دل ساکنان فلک ناله سازم

دل شیدا حلقه را شکند تا برآید و راه سفر گیرد
مگر یک دم گرم و شعله فشان تا به بام جهان بال و پر گیرد

خوشا ای دل بال و پر زدنت، شعله ور شدنت در شبانگاهی
به بزم غم دیدگان پری جان پرشرری شعله آهی

بیا ساقی تا به دست طلب گیرم از کف تو جام پی در پی
به داد دل، ای قرار دلم، نو بهار دلم، می رسی پس کی؟

چون آن ابر نو بهارم من
به دل شور گریه دارم من
می توانم آیا نبارم من؟

نه تنها ازمن قرار دل می رباید این شور شیدای
جهانی را دیده ام یکسر غرق دریای ناشکیبایی

بیا در جام مشتاقان گل افشان کن، گل افشان کن
به روی خود شب مارا چراغان کن، چراغان کن

چون آن ابر نوبهارم من
به دل شور گریه دارم من
می توانم آیا نبارم من

 


                                                                    

  PLAY                                     DOWNLOAD

 
+نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت17:22توسط رمضانی |
به تو و عشق تو ایمان دارم.



به کدامین سوگند

             من قسم یاد کنم

که به تو

به تو و عشق تو ایمان دارم

و تو را در بن اعماق وجودم می یابم

ای که از دورترین فاصله ها، نزدیکی!

تو بدان

         که در این عصر و دیار

که هماره همه در سعی و تلاشند

که ز بال یکی سنجاقک

کوهی از سست ترین ها سازند

و در افکار خود آن را به عظیمت، تجسم سازند

من به حُبی که از آن، ناب تریم عشق تبلور یافته

من به آن عشق ارادت دارم

             و به تو

                  به تو و عشق تو ایمان دارم.

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت23:17توسط رمضانی |
زورق عشق

دانی بی تو، دستي به قلم نبرده بودم؟
بي  یـــاد تو زورقــي به بر نبــرده بودم؟

موج و طوفــان و شب تار غيـبت
بي روي تو آرام بسر نبرده بودم؟

داني كه حضورت به چراغي ماند؟
بي نــور تو قلبم بسفر نبرده بودم؟

اي رهبر كشتي وجودم، با زورق عشق،باز آ

بي عشق تو شامـــم بسحر نبــــــرده بودم.
+نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت20:28توسط رمضانی |